مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )
12
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )
مؤلف ، در فصل سوم از ابو اسحق زجّاج ( متوفى 311 ) و كتاب « معانى القرآن » او ياد كرده از علامه سيوط نقل مىكند " هرجا در كتابهاى تفسير اين جمله را ببينى : « قال اهل المعانى » مراد از آن ، مصنفين كتابهاى معانى القرآن است مانند زجّاج ، فرّاء ، أخفش و ابن انبارى " . اين اصطلاح را پيش از « زجّاج » ، « فرّاء » به كار بست و بعد ديگران . مؤلف ، در اين فصل از خدمات علماى نحو و لغت به تفسير قرآن ياد مىكند كه ابن نديم در « فهرست » افراد برجسته و مؤلفات آنان را نام برده است . زجّاج ، نخست شيشهتراش بود و علاقهء او به علم و هم پايبندى او به دين ، او را به سوى علم نحو و اخذ آن از « ثعلب » و بعدا از « مبرّد » كشانيد و از اين راه با علوم قرآن و حديث آشنا گرديد . و شاگردان برجستهاى كه در علم نحو و لغت استاد شدند مانند ابو على فارسى و شاگردان وى را به جاى گذاشت . مؤلف ، سرانجام سخن خود را بر كتاب « معانى القرآن » متمركز و از نسخهء مخطوطى از آن كتاب ياد مىكند . آنگاه به روش تفسيرى زجّاج مىپردازد به اين شرح كه زجّاج نخست به نقل آراء مفسران پيش از خود بدون ترجيح يكى از آنها و گاهى با ترجيح لغوى اكتفا مىكند . زجّاج تفسير لغوى قرآن را بر مبناى تعبيرات متفاوت عربى نهاده است و اين خود رنگ خاصى به تفسير او كه مغاير با روش معمول مفسّران است ، مىدهد . آنگاه مبانى فنّى زجّاج را طى چند صفحه شرح مىدهد . وى گويد « ابو على فارسى » شاگرد زجّاج خطاهاى او را در كتابى به نام « الإغفال » برشمرده است و با اين مطلب ، سخن دربارهء زجّاج پايان مىپذيرد . مؤلف ، در باب چهارم طىّ دو فصل در فصل اول روش تفسيرى معتزله را تحت عنوان « مكتب عقلى در تفسير » توضيح داده و سرانجام نقش جاحظ و اصطلاح « تأويل » را نزد وى به تفصيل شرح مىدهد . گرچه كتاب « نظم القرآن » جاحظ در دفاع از قرآن و رفع اشكالات منحرفان در دست مؤلف نبوده ، امّا وى سعى كرده است اقوال جاحظ را دربارهء قرآن از كتابهاى « الحيوان » و « البيان و التّبيين » و « مجموعهء رسائل » جاحظ گرد آورد .